به گزارش recive، دیوید گراهام در آنتلانتیک در مطلبی انتقادی فاش میکند که رئیس جمهور سعی میکند هر توافقی که با ایران انجام میدهد را تحریف کند، اما برای کسب امتیازات واقعی آمادگی لازم را ندارد و به همین خاطر دائم از پشت میز مذاکرات فرار میکند.
به نوشته گراهام، در طول نه سال گذشته، ترامپ بارها و بارها در جریان مبادلات پرمخاطره توسط همتایانش مورد تمسخر قرار گرفته است.
کره شمالی، روسیه و چین بارها بر آمریکا پیروز شدهاند و ترامپ مجبور شده است با صحبتهای توخالی در مورد دوستی با هر دیکتاتوری که دور و برش حلقه زده، به واشنگتن بازگردد.
او در میانجیگری توافقات به عنوان شخص ثالث (هرچند نه به اندازهای که وانمود میکند) تا حدودی موفق بوده است، اما وقتی دولت خودش در آن شرکت میکند، نشان داده است که شانس بسیار کمتری دارد.
جدیدترین نمونه بیهنری ترامپ، ایران است که با مرور وقایع چند روز اخیر میتوان بدان پی برد.
ترامپ روز شنبه اعلام کرد به توافق با تهران نزدیک شده و به جنگی که اوایل امسال آغاز کرده بود پایان میدهد و تنگه هرمز را بازگشایی میکند.
با آشکار شدن کلیات طرح، معلوم شد هم ناقص و هم بد است.
طبق آخرین طرح پیشنهادی، ترامپ بحث در مورد سختترین مسائل – مسائلی مانند سلاحهای هستهای که او را به جنگ کشاند – را در ازای باز کردن تنگهای که قبل از شروع جنگ توسط ترامپ باز بود، به تعویق انداخته بود.
ترامپ کتابی که با آن به عنوان تاجر موفق، معروف شده را ننوشته است!
متحدان جنگطلب ترامپ فوراً از این توافق انتقاد کردند و علیرغم واکنشهای نمایشی از سوی دستیاران ترامپ، رئیس جمهور شروع به عقبنشینی از ادعاهای خود مبنی بر توافق قریبالوقوع تا روز یکشنبه کرد.
او به ناچار در پستی نوشت: «اگر با ایران توافق کنم، توافقی خوب و مناسب خواهد بود، نه مانند توافقی که اوباما انجام داد. توافق ما دقیقاً برعکس است، اما هیچ کس آن را ندیده یا نمیداند چیست. هنوز حتی به طور کامل مذاکره نشده است.»
سپس، در نشانهای مبنی بر اینکه توافق ممکن است اصلاً نزدیک نباشد، ارتش با ادعای «حمله بر اساس دفاع از خود» علیه اهداف ایرانی، نشان دادً با ادعاهای قبلی دولت مبنی بر از بین بردن تهدید ایران در تضاد است.
چرا ترامپ مذاکره کننده بدی است؟
مذاکرات ترامپ با ایران مشکلات ساختاری دارد و آنچه تاکنون انجام یافته نشان میدهد ترامپ هنر مذاکره بلد نیست.
اول اینکه ترامپ آمادگی فنی مذاکره را ندارد.
آیزنهاور و جورج دبلیو بوش با سابقهی مشارکت عمیق در امور عمومی و روابط خارجی به کاخ سفید آمدند، که آنها را برای مدیریت مذاکرات حساس خارجی آماده میکرد.
اوباما و بیل کلینتون اخلاق کاری قوی و هوش بی رحمانهای داشتند.
چهار رئیس جمهور نام برده شده، خود را با مشاوران با هوش احاطه کرده و نظرات آنها را جدی میگرفتند.
اما ترامپ صفر بر ۳ به اسلاف خود باخته است.
ترامپ دمدمی مزاج است و در مذاکره بی هنر است
یکی از نمودهایش بستن تنگه هرمز بود که او این موضوع را قبل از حمله نادیده گرفت.
او هم خود را با دستیاران کمصلاحیتتری نسبت به روسای جمهور قبلی احاطه کرده و هم از توجه به توصیههای آنها خودداری میکند.
همین عدم آمادگی، شامل مذاکرهکنندگان خط مقدم هم میشود که شامل رفیق قدیمیاش، ویتکاف به عنوان مدیر بنگاه معاملات ملکی و دامادش به عنوان یک عضو فامیل میشود.
اما در مقابل، ایران، حتی پس از کشته شدن بسیاری از مقامات ارشدش، همچنان گروهی از دیپلماتهای سرسخت را حفظ کرده است که مدتهاست در سیاست خارجی دخیل بودهاند.
دلیل دوم اینکه ترامپ دمدمی مزاج است.
مبهم نگه داشتن نتیجه نهایی در یک مذاکره، زیرکانه است، اما به نظر نمیرسد ترامپ هیچ نتیجه نهایی در ذهن خود داشته باشد.
او منطقهای مختلفی را برای جنگ، از جمله تغییر رژیم و متوقف کردن برنامه هستهای ایران، اعلام کرده است، اما به هیچ نتیجهای نرسیده است.
نداشتن هدف در جنگ به این معنی است که او در مذاکرات صلح نیز هدفی ندارد و ایران ممکن است بتواند از این موضوع به نفع خود استفاده کند.
ایران هم نشان داده تمایلی به توافق ندارد زیرا ترامپ ممکن است هر لحظه نظر خود را تغییر دهد، همانطور که در میان واکنشهای شدید جمهوریخواهان در روزهای اخیر چنین اتفاقی افتاد.
سومین دلیل اینکه سوم، ترامپ به شدت به دنبال توافق است و همه این را میدانند.
قضاوتهای نادرستش، او را به ورشکستگی شرکتها و فروش ارزان در تجارت سوق داده است و اکنون در وضعیت مشابهی قرار دارد.
ترامپ باید نگران افکار عمومی باشد که با ادامه جنگ بدون هیچ راهحل مثبتی و متزلزلتر شدن اقتصاد آمریکا، ترامپ آشکارا برای رسیدن به یک توافق صلح سراسیمهتر شده است و ایران که نیاز ترامپ به توافق را حس کرده، موضع سختگیرانهای را حفظ کرده است.
پایان ناخوش برای ترامپ
همه این عوامل در کنار هم به این معنی است که ترامپ برای پیروزی در هر مذاکرهای، چه برسد به مذاکرهای که نتیجه اشتباه خودش در ورود به جنگ باشد، آمادگی لازم را ندارد.
ترامپ احتمالاً همانطور که بارها در دوران حرفهای خود این کار را کرده، به نوعی توافق با ایران خواهد رسید او مطمئناً خواهد گفت که این یک پیروزی بزرگ است، اما نادیده گرفتن واقعیت، دشوارتر از زمانی است که شکستهایش صرفاً به حسابهای بانکیاش آسیب میزد.
یکی از متلکهای اساسی به کتاب «هنر معامله»، کتابی که باعث شهرت ترامپ به عنوان یک تاجر باهوش شد، این است که خود ترامپ آن را ننوشته است.
تونی شوارتز، نویسنده کتاب، گفته است که پس از نشستن در کنار ترامپ در حین انجام کارهای روزانهاش، این کتاب را سرهمبندی کرده است و حالا برای ترامپ خیلی دیر شده است که یک متخصص واقعی را برای مدیریت مذاکرات با ایران استخدام کند.
۴۲





