به گزارش خبرگزاری recive، انتشار گزارش «recive» پیرامون نزدیک شدن به پایان حکم قانونی پنجساله پیمان جبلی در مهرماه ۱۴۰۵ و بررسی گزینههای احتمالی برای سکانداری سازمان صدا و سیما، موجی از واکنشها، نظرات و تحلیلهای مخاطبان را به همراه داشت. کاربران recive، به نقد عملکرد مدیریت فعلی، تحلیل گزینههای پیشرو و واکاوی چالشهای بنیادین رسانه ملی پرداختند. در ادامه، نگاهی به نظرات ارسالی کاربران recive میاندازیم.
انتقاد شدید از کارنامه پنجساله و مطالبه تغییر در مدیریت عالی
بررسی نظرات ارسالی نشان میدهد که بخش عمدهای از مخاطبان، انتقادات جدی نسبت به رویکرد جاری در جامجم دارند و خواستار تحول در راس این ساختار هستند.
کاربری با صراحت به نقد تمدید احتمالی این حکم پرداخت و اظهار داشت: «ابقای آقای جبلی در این مسند، به نوعی بیتوجهی به مطالبات و نظرات عموم مردم تلقی میشود.»
کاربر دیگری با نگاهی ساختاری به روند تغییرات مدیریتی، این پرسش را مطرح کرد: «مگر رویه و سیاستهای کلی حکومت تغییر کرده است که بر اساس آن مایل به تعویض آقای جبلی باشند؟»
در همین راستا، کاربر دیگری به لزوم چرخش نخبگان اشاره کرد و نوشت: «ریاست سازمان صدا و سیما باید هر چند سال یکبار تغییر کند تا از اتوبوسی شدن کادر مدیریتی و مجریان سیما جلوگیری شود. در حال حاضر شرایط به گونهای است که صداوسیما تنها به پخش فیلمهای روسی، چینی و اروپای شرقی روی آورده و رویکرد نگاه به شرق را تا آخرین حد ممکن دنبال میکند. در این وضعیت که مردم نیز از قطعی و اختلالات اینترنت کلافه هستند، شرایط بدتر شده است. لذا تقاضا داریم در اولین قدم، نسبت به تعدیل نیرو یا جابهجایی آقای محمدرضا شهبازی اقدام کنند یا مسئولیتی به ایشان واگذار شود که نتواند بر خروجی و محتوای صدا و سیما تاثیر منفی بگذارد.»
مخاطب دیگری نیز با تایید گزاره ضعف در عملکرد مدیریتی عنوان کرد: «در تاریخ جمهوری اسلامی، مدیریت آقای جبلی ضعیفترین و ناکارآمدترین دوره مدیریت رسانه ملی بوده است، در حالی که پیش از این شاهد روندهای بهتری در سازمان بودهایم.»
کاربر دیگری با لحنی تند به نقد تواناییهای فردی رئیس سازمان پرداخت و مدعی شد: «ایشان حتی از اداره کردن یک مجموعه کوچک و ساده نیز عاجز است، چه رسد به هدایت سازمان عریضی چون صدا و سیما.»
در این میان، برخی از کاربران نیز از منظر تداوم احکام حاکمیتی به موضوع نگریستهاند؛ چنانکه کاربری با اشاره به بیانات اخیر مقامات عالی نظام یادآور شد: «مگر حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای نفرمودند که تمام احکامی که رهبر شهیدمان صادر کردهاند همچنان به قوت خود باقی است؟»
از سوی دیگر، کاربری با نگاهی به پشتپرده تصمیمات مدیریتی نوشت: «تنها افراد سادهلوح تصور میکنند که آقای جبلی بدون تایید، هماهنگی و چراغ سبز مقامات بالاتر دست به چنین اقداماتی میزند که من آن را خیانت به رسانه میدانم.»
فراتر از اشخاص؛ چالش انحصار، تفکر جناحی و غیبت مخاطب عام
بخش قابلتوجهی از کاربران recive، مشکل اصلی رسانه ملی را فراتر از جابهجایی اشخاص دانسته و به مسائل ساختاری مانند انحصارگرایی و نفوذ جریانهای خاص سیاسی اشاره کردهاند.
یکی از مخاطبان ه نوشت: «مسئله اصلی، شخص رئیس سازمان نیست؛ کما اینکه در حال حاضر نیز فردی از بدنه خود این سازمان بر مسند کار حضور دارد. بحث بنیادین، واگذاری مقدرات این سازمان به جبهه پایداری است و این انحصار و قرارداد نانوشته باید لغو شود، در غیر این صورت رئیس بعدی نیز مانند رئیس فعلی بیاختیار و کارشکنیپذیر خواهد بود. شک ندارم که این گروه سیاسی تا آخرین نفس برای حفظ چنین سنگر مهمی مقاومت خواهد کرد و حتی ممکن است از پروندههای افشاگرانه موسوم به “بگمبگم” برای رسوا کردن و عقب راندن گزینههای احتمالی استفاده کند.»
کاربر دیگری موضوع انحصار را از زاویه نبود فضای رقابتی بررسی کرد و گفت: «موضوع اصلی اشخاص نیستند، بلکه مسئله کلیدی نبودِ شبکههای تلویزیونی خصوصی در کشور است. در هر حوزهای که رقابت سالم وجود نداشته باشد و انحصار و رانت حاکم شود، معضلات و چالشهای گوناگون ساختاری بروز خواهد کرد.»
مخاطب دیگری با گلایه از بیتوجهی رسانه ملی به عموم جامعه معتقد بود: «برای آن دسته از مردم که دیگر تلویزیون و صداوسیما را تماشا نمیکنند و رویکرد آن را قبول ندارند، اصلا فرقی نمیکند چه کسی بیاید و چه کسی برود؛ چرا که ماهیت صدا و سیما همان است که قبلا بوده و تغییری نخواهد کرد.»
کاربر دیگری در تکمله این بحث افزود: «این موضوع دیگر برای عموم مردم اهمیتی ندارد؛ منظورم از مردم، تعابیر عجیبی مانند “مردم بابصیرت”، “مردم آگاه” یا “مردم همیشه در صحنه” نیست، بلکه منظور قاطبه و آحاد جمعیت کشور است که با روشهای ریاضی و آماری قابل شمارش هستند.»
در همین راستا، کاربری به تبیین تناقضات ساختاری پرداخت و نوشت: «اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارای اشکالات اساسی بوده و در جذب عامه مردم ناموفق عمل کرده، حرف درستی است و انتظار مردم و مسئولان از این دستگاه نیز بجاست. شخصیتهای نامزدشده هم افراد محترمی هستند که شاید بتوانند کارهایی انجام دهند، اما اشکال اصلی در صدا و سیما نیست؛ ایراد اساسی در تناقضات و تضادهای درونی خود سیستم است. شما همین وضعیت اینترنت را ببینید؛ با وجود گستردگی آن در زندگی، اقتصاد، تفریح، فرهنگ، اخلاق و سیاست مردم، سیستم نمیتواند تناقضاتش را با این رسانه ساماندهی کند. در خصوص آزادیهای اجتماعی، همکاری و زیست سیاسی با جهان خارج، توسعه توریسم و درآمد آن، تفریحات مردم و بهرهگیری از سواحل و حتی پارکها نیز وضعیت به همین منوال است و همگی از یک درد مزمن که همان تناقضات درونی است، رنج میبرند. رئیسجمهوری با ترفندی انتخاب و وارد سیستم شده تا به داد مشکل محبوبیت یا مقبولیت مردمی آن برسد، اما با هیچ نهاد و سازمان انتصابی همخوان نیست. اکثریت مردم خواهان توازن هستند، در حالی که اقلیتی دستپرورده در ردههای بالا چیز دیگری میگویند که اتفاقاً خواسته مدیران ارشد این سیستم است. اتفاقاً صداوسیما انصافاً در حد و اندازه اهداف تندروانه تندروها کمفروشی کرده و نتوانسته خواستههای آنها را کاملاً برآورده سازد؛ منتهی به روش سیاسی و سر بریدن با پنبه!»
گمانهزنی درباره گزینهها و تحلیل پشتپرده شایعات
بخش دیگری از نظرات کاربران به واکاوی نامهای مطرحشده در گزارش recive و رفتارشناسی نظام مدیریتی اختصاص داشت.
کاربری با رد فرضیه دورههای ده-ساله برای تمامی روسای پیشین یادآور شد: «اینگونه نیست که همه روسای گذشته دورهای دهساله را طی کرده باشند؛ آقای علیعسگری پنج سال و آقای سرافراز تنها یک سال و نیم مدیریت کردند. به نظر من، احتمالا آقای پورمحمدی رئیس بعدی خواهد شد، چرا که این اواخر به صداوسیما زیاد دعوت میشود. البته بنا به دلایلی و با توجه به جنبهها و شرایط جنگی منطقه، ممکن است حکم مدیریت آقای جبلی تمدید شود.»
یکی دیگر از کاربران با نگاهی به آسیبشناسی رفتارهای سیاسی مکتوب کرد: «یکی از ویژگیهای مشهود این است که اگر فردی همسو با جریان حاکم باشد، حتی در صورت ارتکاب آسیبها و خطاهای فاحش به جامعه، منافع ملی و حتی منافع خود حاکمیت، کوچکترین برخوردی با او صورت نمیگیرد که نمونه آن را در قبال افرادی چون آقایان جبلی، جلیلی یا قاضیمرتضوی و امثالهم میبینیم. اما در مقابل، اگر یک شهروند عادی به عنوان مثال عکسی از اصابت موشک یا بمباران دشمن ارسال کند (که البته آن هم خطا و آسیب است)، شدیدترین برخوردهای قانونی با او صورت میگیرد.»
کاربر دیگری شایعات اخیر را یک بازی رسانهای درونسازمانی خواند و ادعا کرد: «به عنوان نظر متواضعانه یک شهروند عادی معتقدم این شایعات توسط تیم آقایان جبلی و جلیلی به راه افتاده است تا اولاً این نامها به اصطلاح رسانهای سوزانده شوند و ثانیاً چون عملاً اتفاقی رخ نخواهد داد، تیم آنها قویتر و مدعیتر از قبل به کار خود ادامه دهد. چرا این را میگویم؟ چون مدیران همفکر آنها حتی در سطوح پایینتر نیز به سختی امکان عزل یا جابهجایی دارند، پس چه برسد به شخص آقای جبلی؛ مگر اینکه آقای سید مجتبی خامنهای تصمیم خیلی جدی و قاطعی در این زمینه گرفته باشند.»
دفاع از تداوم ثبات سازمانی و بهبود کیفیت برخی شبکهها
در مقابل نگاههای انتقادی، بخشی از مخاطبان recive نیز به نقاط قوت صداوسیما در ماههای اخیر اشاره کرده و خواستار ثبات یا استفاده از متخصصان داخلی شدند.
کاربری با ابراز رضایت از وضعیت کلی محتوا در ماههای اخیر اظهار داشت: «خدا را شکر برنامهها از زمان جنگ نسبت به قبل خیلی بهتر شده است. به خصوص شبکه سه و شبکه افق در این مدت خیلی خوب عمل کردهاند، هرچند عملکرد شبکه خبر چندان مطلوب نیست و تنها برنامه خوب آن “به وقت ایران” است. همچنین پخش سریالهای بازپخش از شبکههای آیفیلم و تماشا نیز همچنان جذاب و جالب است، اما فکر میکنم شبکه یک را حتی یک نفر هم تماشا نمیکند.»
کاربر دیگری بر لزوم تخصصگرایی و تکیه بر سرمایههای داخلی سازمان تاکید کرد و نوشت: «اگر قرار بر تغییر مدیریتی در رسانه ملی باشد، قطعا تدبیر و عقلانیت حکم میکند که از مدیران مجرب و دارای سابقه روشن در همین سازمان استفاده شود.»
در نهایت، کاربر دیگری با مرزبندی میان عملکرد رسانه ملی و قوای مجریه عنوان کرد: «رئیس صداوسیما هر کسی که باشد، عملکرد و جایگاه او ارتباطی به ضعفها، کاستیها و مشکلات دولت به اصطلاح اصلاحطلب شما ندارد و نباید ناکارآمدیهای اجرایی را به حساب این سازمان گذاشت.»
۵۹۲۴۴









