چشمانداز شغلی برای تازهواردان به بازار کار در سال گذشته تیرهتر شد.
زمان انتشار: 28 می 2026 ساعت 12:57
دسته بندی: اخبار تکنولوژی
شناسه خبر: 1163242
زمان مطالعه: 9 دقیقه

چشمانداز شغلی برای تازهواردان به بازار کار در سال گذشته تیرهتر شد.
اکنون، نظرسنجی جهانی مؤسسه مشاوره «Oliver Wyman» از مدیران اجرایی حاکی از آن است که طی دو سال آینده، شرایط میتواند وخیمتر نیز شود.
بر اساس این نظرسنجی، سهم مدیرانی که میگویند قصد دارند طی یک یا دو سال آینده تعداد نقشهای مبتدی (جونیور) را کاهش دهند، نسبت به سال قبل دو برابر شده و از ۱۷ به ۴۳ درصد رسیده است. در مقابل، تنها ۱۷ درصد از مدیران اعلام کردهاند که تمرکز استخدام خود را بر موقعیتهای مبتدی قرار میدهند.
مدیران به جای استخدام نیروهای جوان، بر جذب کارکنان باتجربهتر متمرکز شدهاند. ۳۰ درصد از پاسخدهندگان گفتهاند که استخدام خود را به سمت نقشهای میانی سوق میدهند؛ رقمی که نسبت به ۱۰ درصد در سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.
نتیجه کلیدی گزارش این است که این تغییرات ریشه در رشد هوش مصنوعی دارد. جالب توجه اینکه، مدیرانی که افق برنامهریزی بلندمدتتری دارند، بیشتر از دیگران کاهش نیرو را پیشبینی میکنند. این نشان میدهد که آنها سازمانی ساختاریافتهتر را متصور هستند؛ نه به عنوان یک اقدام موقت برای کاهش هزینه، بلکه به عنوان سرانجام یک مدل عملیاتی مبتنی بر هوش مصنوعی که به افراد کمتری نیاز دارد، اما آنها را به شکلی متفاوت به کار میگیرد.

هوش مصنوعی در میان سه اولویت اصلی اکثر مدیران اجرایی قرار دارد و بیش از ۹۰ درصد از استقرار آن در شرکتهای خود خبر دادهاند، اگرچه ۶۷ درصد هنوز در مراحل برنامهریزی یا آزمایشی به سر میبرند.
هوش مصنوعی در شکل کنونی خود، در خودکارسازی وظایفی که معمولاً از یک نیروی مبتدی در یک شرکت انتظار میرود، عملکرد بهتری دارد؛ همین امر این گروه جمعیتی را در برابر ابتکارات کاهش هزینه مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور ویژه آسیبپذیر ساخته است.
اما با وجود این باور رایج در میان مدیران ارشد که هوش مصنوعی چنان تحولآفرین خواهد بود که بسیاری از مشاغل غیرعملیاتی را در آینده نزدیک خودکار خواهد کرد، اکثر آنها در عمل بازده قابل توجهی از سرمایهگذاریهای خود در این حوزه مشاهده نمیکنند.
بیش از نیمی از پاسخدهندگان اذعان داشتهاند که هنوز برای قضاوت درباره بازدهی واقعی این استقرارها زود است. تنها ۲۷ درصد از مدیران اعلام کردهاند که بازده سرمایهگذاری در هوش مصنوعی انتظارات را برآورده یا فراتر رفته است؛ این رقم نسبت به ۳۸ درصد در سال گذشته کاهش یافته و نزدیک به یک چهارم نیز گفتهاند که هیچ تأثیری بر درآمد نداشتهاند.
این گزارش وضعیت موجود را نه یک «بحران اعتماد»، بلکه «پذیرش این واقعیت میداند که بازطراحی فرآیندهای کاری در مقیاس بزرگ، کندتر و دشوارتر از چیزی است که شور و شوق اولیه نشان میداد».
جالب اینکه، گروه کوچکی از مدیران که شرکتهایشان واقعاً از سرمایهگذاری در هوش مصنوعی بازده میبینند، نسبت به سایرین، گرایش بالاتری به سمت استخدام نیروهای مبتدی گزارش کردهاند، هرچند اکثریت آنها همچنان کارمندان میانی را ترجیح میدهند. در این گزارش آمده است: «گروه ناهمگونی از پیشروترین پذیرندگان هوش مصنوعی، این فناوری را عاملی برای افزایش ارزش استعدادهای سطح پایه میبینند، نه جایگزینی برای آن.»
اگرچه کارکنان سطح میانی در این معادله جدید وضعیت بهتری نسبت به نیروهای جوان دارند، اما روند کلی همچنان به سمت کاهش استخدام است. این نظرسنجی نشان میدهد که ۷۴ درصد از مدیران اجرایی یا استخدام را متوقف کرده یا در حال کاهش نیرو هستند که نسبت به ۶۷ درصد در سال گذشته افزایش یافته است. شدیدترین کاهشها در بخشهای فناوری، رسانه و مخابرات رخ میدهد.
با این حال، این کاهش نیروی انسانی که توسط هوش مصنوعی هدایت میشوند، میتوانند در بلندمدت پرمخاطره باشند. کاهش نیرو که از استقرار معنادار هوش مصنوعی پیشی میگیرد، میتواند سازمانها را آسیبپذیر کند و اتکای بیش از حد به سیستمهایی که هنوز در حال بلوغ هستند، آسیبپذیریهای خاص خود را به همراه دارد.
یکی از جنبههای نگرانکننده، روند مشاهدهشده درباره نیروهای جوان است. استخدام کمتر تازهواردان به بازار کار به این معناست که این صنایع، فرصتهای کمتری برای آموزش حین کار و رشد شغلی در اختیار آنها میگذارند. این وضعیت نه تنها برای این افراد بیستوچند ساله، بلکه برای آینده نیروی کاری که قرار است به گفته این نظرسنجی تحت سلطه کارمندان میانی باشد، به طور بالقوه فاجعهبار است. شرکتها با دوری جستن از فرصتدهی به کارمندان مبتدی به بهانه کاهش هزینه، همزمان خط لوله تأمین استعدادهای خود را نیز به خطر میاندازند.














