همدان

روایتی از «وزیر شعار» ۹ دی همدان؛ شعارهایی که در لحظه ساخته می‌شد تا جمعیتی که تمام نمی‌شد

خبرگزاری فارس- همدان؛ علی پنبه‌ای: او هم مثل همه مردم در سال ۸۸ خود را آماده می‌کرد تا یکی از باشکوه‌ترین انتخابات ایران اسلامی را جشن بگیرد، اما بدخواهان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی که هرگز چشم نداشتند استواری و شکوه این نظام الهی را ببیند، دست به کار شدند. عوامل نفوذی کار خود را آغاز کردند و عده‌ای نیز مسحور سحر آنها شدند و شیرینی انتخابات را به کام ملت ایران تلخ کردند. آقاصادق و بچه‌های انقلاب از صف‌های طویل و دشمن‌شکن صندوق‌های رأی خوشحال و شادمان بودند و برعکس آنها دشمنان قسم‌خورده در خشم خود غوطه می‌خوردند، او خود را آماده می‌کرد تا در یک راهپیمایی باشکوه از عظمت ملت امام حسین(ع) بگوید و مردم تکرار کنند. اما دشمن بیکار ننشست. صادق و بچه‌های جبهه انقلاب، می‌دانستند دشمنان این آب و خاک ضربه بزرگی خوردند، اما صبوری و بردباری می‌کردند و چشم بر زبان مولا و مقتدایشان دوخته بودند، هر روز و ثانیه به سختی می‌گذشت تا اینکه موسم محرم از راه رسید. آقاصادق و مردم دارالمجاهدین به مانند همه صحنه‌های انقلاب به موقع به میدان آمدند و نشان دادند عنوان دارالمجاهدین را به درستی از خورشید ولایت و امامت دریافت کردند.

به همین دلیل بازخوانی رویدادهای آن روزها ما و آیندگان را بیش از پیش با جزییات این اتفاق آشنا و با رمز و راز این رخداد بزرگ که در تاریخ معاصر ایران بی‌بدیل است، آشنا می‌سازد. آقاصادق نظری و مردم همدان هم به سهم خود توانستند در این رویداد موثر واقع شوند. برای تشریح این نقش پای سخنان او که یکی از حاضران در بطن روزهای امتحان سخت الهی بود نشستیم.

اغلب او را پشت وانت‌های حمل‌کننده سیستم صوت راهپیمایی‌ها میکروفن به دست می‌بینیم یا پیش از آغاز نماز جمعه که مجری‌گری برنامه را بر عهده دارد. مردی که حجب و حیایش بر همگان واضح و خاکی بودنش ورد زبان‌هاست.

صادق نظری، مرد همیشه در صحنه تبیین و تبلیغ انقلاب و آرمان‌هایش است. هر جا او هست صفا و صمیمت هم موج می‌زند. زبانش گرم است و لحنش صمیمی، حوصله هم تا دلتان بخواهد دارد که یک یک سؤال‌هایتان را پاسخ بدهد.

او یکی از حاضران روز هفتم دی و نهم دی سال ۱۳۸۸ است و تمام اتفاقات را از نزدیک دنبال کرده است. به مدد آقاصادق به بازخوانی این روزهای الهی در همدان می‌پردازیم.

فارس: برایمان می‌گویید که در فتنه ۸۸ از خرداد تا دی ماه حوادث چطور پیش رفت؟

صادق نظری: در جریان فتنه ۸۸ آنچه خیلی دل بچه‌های انقلابی را به درد آورد، اهانت به عکس حضرت آقا بود، که ایشان فرمودید، کاری نداشته باشید. مظلومیت ایشان دل همه بچه بسیجی‌ها و آنها که عاشق نظام و انقلاب هستند را به درد آورده بود و طولانی شدن ماجرا برای همه مردم این ذهنیت را ایجاد کرد که این ماجرا به کجا می‌رسد. بالاخره یک خاتمه‌ای باید داشته باشد. برای خود ما که در فضای تبلیغی بودیم، سوال بود که این مسأله تا کجا می‌خواهد ادامه یابد. مستحضرید که از خرداد ۸۸ که این فضا شکل گرفت گروه مقابل هر روز وارد خیابان می‌شدند و بد و بیراه می‌گفتند و جوابی نمی‌گرفتند. تا اینکه جبهه انقلاب وارد عمل شد و آهسته آهسته می‌رفت تا یک اصطکاک شکل گرفت و در نهایت به یک بن‌بست برسد. در این میان حضرت آقا نگرانی نداشتند و آرامش در چهره و کلام ایشان موج می‌زد. ما جلسه‌ای خدمت ایشان رسیدیم و دیدیم که ایشان بسیار آرام است، اما همه ما در تلاطم بودیم و فضا را بسیار بغرنج می‌دیدیم، حتی احساس می‌کردیم که انقلاب کارش تمام است و باید کفن بپوشیم و انقلاب را نجات دهیم، در این حال بودیم که آقا فرمودند «خیالتان راحت باشد و اتفاقی نمی‌افتد».

فارس: تا اینکه محرم از راه رسید…

نظری: بله دقیقاً، محرم فرا رسید. روزهای تلخی بود. حتی عزاداری‌هایی که می‌شد، بسیار تلخ بود، گاها عزاداری‌های طرف مقابل همراه با ذکرهایی بود که ضد نهضت امام حسین(ع) پیش می‌رفت. همینطور خونها به جوش می‌آمد تا روز عاشورا، در این روز کار به اوج خود رسید و ظهر روز عاشورا پرچم حضرت اباعبدالله را به آتش کشیدند. دلها دیگر طاقت نیاورد و شور عجیبی همه را به حرکت واداشت. در این میان چند شهر پیشقدم بودند و حرکت را آغاز کردند.

فارس: همدان هم جزء این شهرها بود و ابتدا ۷ دی شکل گرفت، درست است؟

نظری: همدان ۷ دی وارد میدان شد. از دفتر امام جمعه تماس گرفتند. جلسه‌ای تشکیل و قرار شد ۷ دی در امامزاده عبدالله تجمع داشته باشیم. آن روز قرار نبود راهپیمایی شود و در صحن مطهر امامزاده عبدالله(ع) ایستادیم. جمعیت عظیمی آمده بود. جالب اینکه تیپ‌هایی که ما انتظار نداشتیم هم حاضر بودند. در صورتی که همه انتظار دارند افرادی که می‌خواهند از انقلاب دفاع کنند به ظاهر معلوم باشند، اما در آن روز آدم‌هایی بودند که در ظاهر با ما تعارض داشتند، فضای عجیبی بود، همه چیز از یک اتفاق خاص خبر می‌داد. تجمع صورت گرفت. مردم نتوانستند یکجا ایستادن را طاقت بیاورند. یکی آمد گفت چرا زندانی‌مان کردید، بیایید به سمت میدان حرکت کنیم. ما حرکت کردیم به سمت میدان امام(ره). اما برنامه ریزی هم صورت نگرفته بود که با خود سیستم صوت به همراه داشته باشیم، ولی در راه مردم شعار می‌دادند. چون برنامه‌ای برای راهپیمایی نداشتیم، بیانیه‌ای نیز تنظیم نکرده بودیم، در صورتی که مرسوم است در هر راهپیمایی یک بیانیه خوانده شود. من همانجا بیانیه را خودم خواندم، فی البداهه با همکاری حاج آقای بیات و ربیعیان متن بیانیه را آماده و من خواندم. یادم می‌آید که در این بیانیه گفتیم این حرکت یک اقدام مشخص و اثرگذار است و همین طور هم شد و ۹ دی شکل گرفت.

فارس:  باور می‌کردید که قرار است شاهد یک حماسه بزرگ باشید؟

نظری: در روز ۹ دی، برنامه را محدود کردیم به امامزاده عبدالله، اما الان پشیمانیم که باید به سمت آرامگاه بوعلی می‌رفتیم، که جلوه بیشتری داشت.

من سال‌ها افتخار دارم که بر بالای ماشین شعار دهم و در نماز جمعه مجری‌گری کنم. اما دو بار یک صحنه استثنایی را در همدان دیدم. یکبار در جریان ۹ دی و یکبار در شهادت حاج قاسم سلیمانی. در جریان شهادت حاج قاسم، من نماز جمعه مجری بودم. نماز که تمام شد، قرار بر این بود که راهپیمایی شکل گیرد، آنجا دیدم که چه جمعیتی بود. بچه‌های جوانی بودند که ظاهر آنها با افرادی که در نماز جمعه بودند متفاوت بود و حتی نماز هم نمی‌خواندند. اینها جمعی دختر و پسر بودند که معلوم بود تا حالا راهپیمایی نیامدند چون همیشه راهپیمایی آقایان و خانم‌ها از هم جدا  هستند، اما این عده تا پایان راهپیمایی با هم راه آمدند.

در ۹ دی هم مانند این صحنه‌ را دیدم. عرض خیابان باباطاهر بدون اینکه یک نفر مسیر را بر عکس طی کند، مملو از مردم بود. جمعیت شانه به شانه هم حرکت می‌کردند. حتی یک نفر خلاف مسیر نمی‌آمد. مسیر از امامزاده عبدالله به طرف میدان بود. عرض خیابان باباطاهر و پیاده‌راه‌ها جمعیت حرکت می‌کرد و می‌آمدند. به حدی که من برای پیرزن و پیرمردها و بچه‌ها احساس خطر کردم.

زیبایی ۷ دی بر این بود که ما خودجوش آمدیم اما به شلوغی ۹ دی نبود. من در ۹ دی مصداق واقعی سیل جمعیت را دیدم. این شکوه و حرکت و موج جمعیت پیدا بود. از طرف امامزاده عبدالله(ع) به سمت میدان می‌آمدیم. نزدیک میدان رسیدم که انتهای جمعیت را می‌دیدیم، هنوز افراد با همین شرایط وارد خیابان باباطاهر از سمت امامزاده عبدالله می‌شدند، مانند سدی که باز کردیم و آب آن تمامی نداشت و جریان آن تداوم دارد.

فارس: موضوع جالبی بوده که در ذهن شما مانده باشد؟

نظری:  مردم از دست بی‌بصیرتی برخی از شخصیت‌ها دلخوری داشتند و این موضوع به شدت مشهود بود، موضوع جالب توجه دیگر پلاکاردها و دست‌نوشته‌هایی بود که مردم به صورت خودجوش با خود همراه آورده بودند تا ارادت خود را به ولایت نشان دهند.

فارس: به نظر شما خواسته اصلی مردم چه بود؟

نظری:  مردم منتظر بودند که مسببان موضوع به ویژه هتاکان به ساحت امام حسین(ع) معرفی و همانجا محاکمه شوند. همان جمعیتی و شکوهی که در تهران بود در همدان هم با توجه به تناسب جمعیت بود. روزی بود که خون همه ایران به جوش آمده بود.

فارس: نقش همدانی‌ها پررنگ بود سه ضلع، مرجع تقلید همدانی، فرمانده همدانی و مردم همدان. در این مورد هم بفرمایید.

نظری: یکی از شعارهای اصلی ۹ دی، همان بود که حضرت آیت‌الله نوری‌همدانی مطرح کردند، «خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است» این شعار را بسیار تکرار کردیم و امروز هم استفاده می‌کنیم. این خیلی مهم بود. آیت‌الله نوری همدانی فرزند همدان است و موضع‌گیری او در فتنه ۸۸ یک موضع‌گیری کاملا شفاف، روشن، اثرگذار و بابصیرت بود. این درحالی است که برخی از افراد راه را گم کرده بودند.

ما مگر چند رجل سیاسی در کشور داریم، وزرا و وکلا، تازه همه وکلا که رجل به حساب نمی‌آیند. حداکثر ۲۰۰ نفر را بتوان از این جمله دانست. از این تعداد ۱۸۰ نفر نمی‌دانستند چه کنند. خیلی‌ها راه مقابل را می‌رفتند. در این شرایط آیت الله نوری‌همدانی، و مواضع ایشان بسیار عالی بود.

از طرف دیگر سردار همدانی که در تهران مسئول بودند هم در دفع فتنه نقش بسزایی آفریدند. یکبار خدمت سردار بودیم، فرمودند که تهران را موزاییکی اداره کردند. یعنی هر منطقه یک موزاییک بود و هر موزاییک فرمانده خود را داشت و اگر در موزاییک کناری انفجار هم رخ دهد، باید هر موزاییک کار خود را انجام دهد. مدیریت عجیب سردار همدانی، تهران را نجات داد.

در مجموع فرماندهی سردار همدانی، موضع‌گیری آیت الله نوری و حرکت مردم همدان در ۷ دی، یک نقطه عطفی برای مردم همدان در مقابله با فتنه ۸۸ و خلق حماسه ۹ دی است.

فارس: شعارهای آن روز را به یاد دارید، چه مسائلی را در بر می‌گرفت؟

نظری: چون ایام محرم بود، یک شعری آماده کرده بودیم، «عجب حکم پیمبر را شنیدند…» آن روزها بچه‌های مداح و شاعر دور و اطراف ماشین شعار می‌چرخیدند و به ما شعار می‌دادند. همانجا فی‌البداهه شعار می‌ساختیم، ما هم یک گروه تحلیل محتوا بدون برنامه‌ریزی قبلی تشکیل داده بودیم شعار را بررسی می‌کردیم و وقتی تایید می‌شد همان جا می‌خواندیم و مردم تکرار می‌کردند.

شعارها بیشتر حول محوریت ولایت فقیه بود. با شعارها، مردم سینه می‌زدند. حال و هوای آن زمان، یاد روزهای انقلاب را زنده می‌کرد. مرگ بر ضد ولایت فقیه، خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است، ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند، خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست، حسین حسین شعار ماست، مرگ بر منافق و مرگ بر آمریکا و از جمله این شعارها بود.

فارس: پس ارتباط خاصی بین عاشورا و ۹ دی وجود دارد؟

نظری: بله، قطعا… ریشه ۹ دی و شکست فتنه ۸۸، امام حسین(ع) و مکتب عاشوراست، به عبارتی امام حسین و هیأت‌ها فتنه ۸۸ را جمع کردند و در ۹ دی ۸۸ هیأت‌ها با علم و کتل و پرچم‌ها به میدان آمده بودند.همه چیز از سوی خود امام(ع) انجام می‌شد. باورکردنی نبود.

فارس: از وقتی که در اختیار گذاشتید سپاسگزارم، اگر صحبت تکمیلی دارید بفرمایید.

نظری: من هم از شما متشکرم، حرفی نیست جز تأکید بر ادامه راه ولایت و ماندن در مسیر بصیرت.

انتهای پیام/۸۹۰۴۰/


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا