جامعه ما امروز با نوعی اندوه عمومی مواجه است. در چنین شرایطی، پرسش این است که چه باید کرد؟ آیا باید زندگی را تعطیل کرد؟ یا باید خانه خود را صدا زد، پای آن ایستاد و به یاد داشت که هر کسی که در این سرزمین زندگی میکند، صاحب حق است؛ حقی که قابل سلب از هیچکس نیست.
این فضای اندوه و خشم، تنها از مسیر فرهنگ و هنر است که میتواند به آرامش برسد؛ دلها را آرام کند، ما را کمی به یکدیگر نزدیکتر کند و امکان همدردیهای مسالمتآمیز را فراهم کند. فرهنگی که ما را به گفتوگوی محترمانه دعوت کند، به نرمگویی، به پرهیز از تلخی در سخن؛ چرا که اگر تلخ بگوییم، تلخ خواهیم شنید. امروز از سینما انتظار میرود روایتگر غمهای مردم باشد، روایتگر شادیها، پیروزیها، تاریخ، افسانهها، اسطورهها و پیشینه تمدنی این سرزمین. اینها توقعاتی است که جامعه از ما دارد.
ما فیلمسازان باید بپذیریم که سینما فقط به ما تعلق ندارد، بلکه متعلق به تمام اجزای این سرزمین است. از همین روست که نسبت به ذرهذره حوادث اجتماعی و حتی حوادث غیرمترقبه، فیلمسازان معمولاً نخستین کسانی هستند که واکنش نشان میدهند. آنها احساس وظیفه میکنند که وارد میدان شوند. این دخالت از سر سهم خواهی و زیاده خواهی نیست آنها با این مردم زندگی میکنند، معاشرت میکنند و ایده میگیرند.
متاسفانه ما گرفتار دو قطبیهایی هستیم که ریشه سیاسی دارند و با فضای فرهنگی، هنری و ارزشهای تاریخی ما سازگار نیستند. ما موظفیم که سرزمینمان را حفظ کنیم، هویت ملیمان را پاس بداریم، اجازه ندهیم که درد و رنج مردم و تاریخ این سرزمین نادیده گرفته شود، و هیچکس نباید فکر کند که باید سرزمینش را ترک کند.
اخبار مرتبط
- انتشار پوستر فیلم «کارواش» در آستانه نمایش در جشنواره فجر
- برنامه ۳سالن جشنواره فیلم فجر در ۱۹ بهمن اعلام شد












