فرهنگ و هنر

سیدمحمود دعایی؛ فضیلت بزرگ محمود بودن

سیدمحمود دعایی؛ فضیلت بزرگ محمود بودن

«شربت مرگ است می باید چشید»، هر کس که روزی پا در این جهان گذاشته دیر یا زود دست از آن خواهد برید ولی مهم این است که فاصله میان آمدن و رفتن را چگونه می پیماید. خوشبخت آن کسی است که این فاصله بسیار کوتاه را که به تعبیر حضرت رسول اکرم ساعت و لحظه ای بیش نیست، دل به معبر نبندد و در روی پل منزلگاه نسازد. به بندگان خدا عشق بورزد و نه تنها کسی را به زیر نمی افکند، که بدون هیچ مزد و منتی، دست افتادگان را بگیرد و در پی ساختن بهشت محبت در همین دنیا باشد. مرحوم دعایی به واقع اینگونه بود و در ۸۱ یکسال عمر پرفراز و نشیب خود، نشان داد آدمی تا چه اندازه می تواند فرشته خو باشد.

در این چند روزه از ایشان بسیار گفته اند و لابد از این پس هم زیادتر می گویند اما در این مجال کوتاه اگر بخواهم بر یک ویژگی بارز او از نگاه خودم تاکید کنم باید به مهرورزی و خیرخواهی او اشاره کنم که به گمانم نیاز روزگار آشوب زده ماست. دعایی نشان داد می توان مرزبندی را با مهرورزی جمع کرد. متفاوت از دیگران اندیشید اما در عین حال خیرخواه همگان بود.

ایشان از دامن پاک خاندانی برخاسته بود که طعم تلخ محرومیت و تنگدستی را با تمام وجود چشیده بود. شاید به همین دلیل بود که نخستین حواریون امام راحل بود که به ندای ظلم ستیزی ایشان پاسخ گفت و دربدری و زندان و اسارت را دید و مبارزه را تجربه کرد و در عین حال که به شهرت و قدرت و ثروت دست یافت، رنگ عوض نکرد. در حالی که دنیا به او روی آورد، او از همه مواهب دنیا داوطلبانه چشم پوشید. از ثمرات آن همه مجاهدت برای خود، چیزی نخواست. تا آخر آبروی فقرو قناعت را نبرد. ساده زیست و پاک دست بود و از اینها مهمتر برای آن همه سابقه و لاحقه درخشان نه تنها از کسی طلبکار نبود و منت نمی گذاشت بلکه خود را به همه بدهکار می دید و منت همگان را می کشید.

فروتنی آقای دعایی از باب فروکشیدن خود از صدر به ذیل نبود که آن هم البته یک فضیلت است. فضیلت بزرگ سید محمود آن بود که اساسا خود را در صدر نمی دید و نمی خواست و در زیر این گنبد کبود ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد بود.
نمی دانم همپایه او کیست که ۶ دوره نماینده مجلس باشد و ۴۰ سال رییس یکی از بزرگترین موسسات مطبوعاتی و انتشاراتی باشد، مناصب بزرگ و کوچک دیگری داشته باشد ولی ریالی حقوق نگیرد و تا آخر با شهریه طلبگی روزگار بگذراند و در پوشش و منش و مرکب، ساده ترینها را برگزیند. من آقای دعایی را حجت آشکار خدا برای یکایک سیاست پیشگان و صاحب منصبان و به ویژه مبلغان دین می دانم.

شخصا مانند دیگران برخوردار از لطف و بزرگواری ایشان بوده ام. خصوصا چند باری که بدون تکلف و بدون دعوت، در رونمایی از کتابهای من شرکت می کرد، داوطلبان سخنرانی و اظهار محبت و تشویق می کرد. امیدوارم این توفیق پیدا شود من و دیگران خاطراتمان از آن بزرگوار را به عنوان درسی از ایشان به یادگار بگذاریم. وقتی این روزها می بینم خوبان در فراق او سوز و گداز دارند، با خودم می گویم «ختامه مسک و فی ذلک فلینتافس المتنافسون»

باز هم این غم زیاد را به همه دوستداران فضیلت و فرزاندگی تسلیت می گویم و آرزومی کنم در جوار استاد بزرگش، امام خمینی(ره) مهمان فضل و رحمت خداوند باشد. انشالله.

یادبود گروه نخبگان recive برای سید محمود دعایی

سیدمحمود دعایی؛ اتوبوس سواری‌ به جای ماشین ضدگلوله

مجله خبری recive.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا